توهم همه چیز دان !!!
میدونم ،اره شنیدم منم همیشه اینکارو میکنم !!
در کلاس اموزشی دختر خانمی بود اسمش ومیگزاریم مریم وقتی استاد در کلاس اموزشی مشغول توضیح بود به فکر فرو میرفت ،بعضی وقتها استاد ازما سوال میپرسید ولی هیچی نمیگفت بیشتر اوقات نظرش با جوابی که استاد میخواست تفاوت زیادی داشت ،بعد از گذشت چند دقیقه وقتی بحث رو باز میکرد از باید ها ونباید ها صحبت میکرد میگفت نه منم اینطوری نیستم .
اره اره یه جا شنیدم ،یا اگر احساس میکرد فوت وفنی که گفته به دردش خورده یه جوری وانمود میکرد که انگار کم نیاره در جواب میگفت اره خودم اینطوریم میدونم انجام دادم.
همیشه یه گاردی داشت که مثلا زیاد میدونه و این چیزهایی که سر کلاس بحث میشه همه ی انها را در زندگی انجام داده !!
بعد از گذشت چند جلسه همیشه سوال داشت این چیشد وان چیشد و منظورش چیبود استاد ؟
ولی عجیبتر از همه همیشه مشکل داشت من اوایل ازش خوشم میومد ،ولی کم کم که زمان گذشت فهمیدم اصلا ادمی نیست بشه باهاش در اتباط بود یا به عنوان دوست اورا انتخاب کنیم ،چون ادمی بود بدون تفکر حرف میزد و خود شیفته بود انگار از همه چیز اطلاع داشت و ….
اگر میخواهید یک مخاطب رو یا یه دوست رو از دست بدهید وقتی با شما صحبت میکنه شما همش حرفش وقطع کنید اره من همیشه انجام میدم یا یه دفعه در جواب توضیحی که نباید ..با یه حالت خیلی عجیب وغریب بگویید نه من اصلا اینکار و نمیکنم وحرف مخاطبتون رو قطع کنیید وژست همه چیز دان بگیرید .
اولین ویژگی برای اینکه مخاطب جذب ما بشه گوش دادن
جای این همه حرف بیهوده ،به گوشهایتان اجازه شنونده بودن نمیدهید .
هر وقت مخاطبتان در حال صحبت کردن است فرقی ندارد چه کسی باشد ؛خیلی ارام وبا حواس جمع به حرفهایش گوش دهید.
همه ی ما بر ایمان اتفاق افتاده که یه فیلمی رو دوبار یا چند بار نگاه کرده ایم ؛هر بار که نگاه کرده ایم یه چیز جدیدیتری در ان فیلم توجه ما را به خود جلب کرده است .طوری که دفعه قبلش اصلا متوجه ان نشده ایم ،.
گوش دادن هم برای مخاطب همین طور است ،با دقت گوش کردن باعث میشه اطلاعات جدیدی رو از حرفهای مخاطب بدست بیاریم وفن بیان مان هم قوی تر میشود چون با کلمات جدیتر اشنا میشوید .
دومین ویژگی جذابی که باید داشته باشیم سوال پرسیدن به جا و درسته .
اما چطوری ؟
برای سوال پرسیدن استانداردهایی وجود دارد ،اجازه نداریم سوالهایی خصوصی بپرسیم یا اگر احساس کردیم سوال خصوصی وشخصی هست حتما در خلوت ودر صورت پرسیدن از مخاطب اجازه بگیریم .
اصطلاح سقراطی رو شنیدی ؟
برای بهتر شدن تعامل یا از بین رفتن ابهامات سوال بپرسید ،سوال پرسیدن نه به روشی که مخاطب فکر کنه در کلانتری نشسته است،یا در اداره یا شرکتی در حال مصاحبه است وبه سوالات پاسخ میدهد .
روش سقراطی اینه شما ارام ارام سوال میپرسید مثل اینکه دارید یه پیاز رو پوست میکنید ،طوری که اول یک لایه ان وبعد لایه دیگر ان را پوست میکنید تا به هسته پیاز میرسید .باز هم باید مراقب شرایط بود.
البته بیشتر در شرایط کاری و برای روانشناسهایی که با مراجعه کننده سروکار دارند بیشتر صدق میکنه
اجازه نداریم هر سوالی به فکرمان رسید بپرسیم .سوال پرسیدن هم محدودیتهایی دارد
سوال پرسیدن در مورد حقوق مردم یعنی شما ماهی چقدر میگیرید ، چرا شغل تو عوض کردی ؟ چرا بچه دار نمیشی ؟چراو اینکه از کجا درامد دارن یا بابت لباسهایشان چقدر پول پرداخت میکنند،یا ….مراقب سوالهایمان باشیم .
مریم خانم کلاس ما طرز نگاههایش به طور وحشتناکی غیر حرفه ای بود طوری که به مخاطب میگفت که داری دروغ میگی یا کاری میکرد مخاطب معذب باشه .
وقتی استاد حرف میزد وانمود میکرد که استاد دروغ میگه یا حرفش کاملا اشتباه .
اصلا مهارت ارتباط چشمی بلد نبود .
البته بعداز اتمام جلسات استاد بهش گفته بود که ارتباط چشمیش رو باید اصلاح کنه وبیشتر تمرین کنه.
امیدوارم ازین مقاله سود برده باشین
شادی قربانی نژاد هستم ،ممنونم که بر ای اگاهی خود وقت گذاشتین.
دیدگاهتان را بنویسید