مهارت ارتباطی و شکل گیری ان
یادمه بچه که بودم همیشه به بقیه دقت میکردم که چطور حرف میزنن یا باهم ارتباط میگیرند وقتی درگیریهای اطرافیان را میدیم با این که 8یا 9 سالم بود ولی میدونستم شاید روش دیگری وجود دارد که بتوان با ان اختلافات را حل کرد .
اگر اشتباهی میکردم و دیگران من را سرزنش میکردند جوابم این بود خوب ادم اشتباه میکنه دیگه مگر شما اشتباه نمیکنی ؟هر جا میرفتم میتونستم حرف بزنم اما یه جای کار ایراد داشت ولی نمیدونستم کجا !
بالاخره بچه بودم و به مغزمم خطور نمیکرد که حتما یه جای کار میلنگه باخودم فکر میکردم شاید شخصیت من اینه .
اما کم کم گه بزرگ شدم غهمیدم مشکل من دقیقا جایی که میخواهم از حق خود دفاع کنم توسرم میزنند و سرزنش میشم که تو ساکت باش .
ولی کجا بود ؟حدس بزنید میدونم شاید تا الان فهمدید !
بله در خونواده ! بچه چهارم خونواده بودم ودوتا برادر و یه خواهر ازمن بزرگتر بودند ، وقتی میخواستند حقم را بخورند یا بدون چون وچرا بخواهند اذیتم کنند در برابرشون می ایستادم واز حق خودم دفاع میکردم ،واین کار برای انها عذاب اور بود چون نمیتوانستند به مراد دلشان برسند .
حالا که جمعی پیش میامد و یکی از من سوال میپرسید یا میخواستم حرف بزنم اینها سرو کله شون پیدا میشد و من رو خورد میکردند یا جوابشان این بود :تو ساکت باش .
اگر به حرفشان گوش میکردم وخواسته شان را می پذریفتم مثال :برام چایی بیاور،خوراکی هاتو بده به من،به مادر بگو تو لباس نمیخوایی !،بذار برا من بخره ،تو لباس میخوایی چیکار ،نباید درس بخونی بلند شو ظرف هارو بشور ،خواهر بزرگترم خیلی زود درسهایش را رها کرد و خونه نشین شد .زود یعنی از پنجم ابتدایی .اون 6 سال از من بزرگتر بود .
اما اگر جایی میخواستند حرف بزنند و شرمشان گل میکرد همیشه ،من رو جلو میفرستادند :تو برو حرف بزن.
همه ی اینها رو تعریف کردم که بدانید وقتی با بچه ی خود صحبت میکنید ،نحوه ی حرف زدنتان چطوری است ؟ با حرفهای رکش ناراحت میشویید ؟ وقتی خواسته ای غیر معقول از او دارید مثلا میخواهید به خاطر شما دروغ بگوید بنا بر دلایلی :از اینکه با شما موافقت نمیکند اورا دعوا میکنید ؟یا او را تهدید میکنید که اگر همکاریتان نکند دیگر اورا دوست ندارید ،یا اور ا ترک خواهید کرد ؟
یا اگر به شما بگوید شما حق ندارید بدون اجازه به وسایلش دست بزنید شما اورا دعوا میکنید که تو چیکاره این خونه ای ؟
یا داءم سرکوبش میکنی که تو حرف نزن این چیزا برای تو نیومده ؟ چقدر در کار دیگران دخالت میکینی .
بچه ای که در سن حساس و قابل شکوفا شدن ،با همه ی اینها روبه رو میشود،نباید انتظار داشت در بیرون از حق خود دفاع کند یا حق دیگراان را نادیده نگیرد .
با فرزند خود در خانه هر طور رفتار کنید ،بازتابش را به بیرون هم منتقل میکینید .(در بیرون هم همان طور واکنش میدهد).
هنگامی که کودک خوراکی دارد و شما بدون اجازه خوراکیهایش را برمی دارید ،واکنش کودک قطعا گریه کردن یا غر غر زدنه، ولی کسی که ناراحته باز هم خود شما هستین که واسه خاطر یه خوراکی گریه میکنی ؟خجالت نمیکشی لوس ،زهر مار .ساکت باش بیا نخواستم !
اگر شما هم خور اکیش رابردارید و شخصیتش را هم خورد کنید ،مثلا دوتا حرف زشت و یا اصلا بخندید بازهم عواقب بدی دارد ،یا وقتی کودک به شما اعتماد کرده و شما باز هم اعتمادش را ازبین میبرید وخوراکیهایش را برمیدارید بدون اجازه وانها را جلوی چشمان او در دهان میگذاریید و قهقهه میزنید و عین خیالتان هم نیست ،از الان دیگه شما شخصیت او را زخمی میکنید و در اینده هم نمیتواند با دیگران ارتباط درست وحسابی برقرار کند باخود فکر میکند اگر در برابر مردم سر خم کند و چیزی نگوید انها بلکه دوستش بدارند.
مراقب رفتارمان باشیم انها را سرکوب نکنیم که فردا وقتی وارد اجتماع شدند ، بخاطر اضطراب نتوانند حرف بزنند ،منزوی میشوند ، از حق خود دفاع نمیکنند و از هر نوع رابطه تر س دارند مبادا انها شخصیت اصلیشان لو برود ،یا مبادا به انها صدمه وارد کنند.
به بچه های خود مهارت ارتباطی یاد بدهیم مثل ارتباط کلامی موثر یا متقاعد سازی ،یا دوست یابی ،اعتماد بنفس و……
مهارت ارتباطی یعنی :
در مهارت ارتباطی به سه چیز دم دست اما اسان باید توجه کرد ،مهارت ارتباطی چرب زبونی ،دروغ گویی یا چاپلوسی نیست .مهارت ارتباطی یعنی چطور باوجود یک مشکل بتوانیم اقدام کنیم ،روند کارها بهتر جلو بروند ، مسولیت پذیرتر میشویم با وجود وتقویت ان ،ارتباطاتمان معنا ومفهوم پیدا میکنند و….
با مهارت هایی همچون همدلی کردن ،همدمی کردن ،گوش دادن موثر ،درک موقعیت ها ،نحوه صحبت کردن ،لحن ،کلام ، بیان کلمات ،و……
دیدگاهتان را بنویسید